سال رونق تولید



شهرستان ورامین در گذر تاریخ

   وجه تسمیه ورامین

آنچه مسلم است، ورامین را نمی توان ماخوذ از یک واژه ای دانست که همگان بر آن صحّه گذارند. و البته در این باب تحقیقات زیادی صورت گرفته است ولی به نظر میرسد بین کارشناسان فن در این مورد اجماع باشد که ورامین یک واژة (پهلوی، اوستایی) است و محل زندگی آریایی ها شده است. اگر چه از حدود ۴۰۰۰ سال پیش از مهاجرت آریاها نیز طبق یافته های علمی و باستان شناسی مردمانی در این دیار زیست می کرده اند.

در خصوص واژه ی« ورامین» اقوالی مطرح است از جمله این که؛

۱- در کتاب وندیداد کتاب مذهبی زردشت (جلد اول، فردگرد یکم، بند ۱۸) وارنای چهارگوش ذکر شده است (اشاره به قلعه ایرج، گبری) در مجاورت روستای عسگرآباد ورامین که در آن فریدون قاتل ضحاک متولد شده است  مشابهت زیادی به عنوان «ورامین» دارد. یعنی همان شهری که به عنوان چهاردهمین کشور از ۱۶ کشور اهورا مزدا بوده است. اگر چه برخی این قلعه را متعلق به دوران ساسانی و اشکانی می دانند.

۲- برخی آن را تغییر یافته واژه «بهرام» می دانند، به این اعتبار از نام بهرام گور که او در باتلاق کویر ورامین فرو رفته است اخذ شده است و بهرام در پهلوی (ورهران) می باشد. و قبل از قرچک نیز منطقه ای است به نام (بهرام) که دارای نیزار پهناوری است  و گفته اند که بهرام گور در این نیزار گم شده است و امروزه نیز ایستگاه راه آهن به نام بهرام در آنجا احداث گردیده، همچنین قصر بهرام (رباط شاه عباسی) که در کویر واقع است، مشابهت زیادی به این اقوال وجود دارد.

۳- در برهان قاطع در این باره آمده: ورام بر وزن سلام، چیزهایی که وزن و سهل را گویند ورامین شهری است مشهور از ملک ری.

۴- این واژه می تواند با واژه های «وین» و «رین» هم مرتبط باشد. که اولی، نام روستایی در شرق ورامین «ده‌وین» در مسیرپیشوا «وین» به معنی انگور سیاه است و دومی «رین» نیز، محوطه ای وسیع در شمال غرب عمروآباد ورامین بوه و تپه تاریخی و باستانی در آن تا بیست سال قبل (۶۹ شمسی) هم باقی بود و در جریان ساخت وسازها و توسعه شهر ورامین به کلی از بین رفته است و اثری از آن به چشم نمی خورد ولی حتی کسانی که در حال حاضر بیست و پنج ساله هستند آن تپه را به یاد دارند و به همین جهت اصحاب تاریخ و لغت بین واژگان مذکور  و نام «ورامین» ارتباطی قائل هستند.

۵-وقتی آریایی ها دو هزار سال قبل از میلاد مسیح یا پیش تر از آن به فلات ایران مهاجرت کردند در جاهای مختلف پراکنده شدند که چهاردهمین منطقه «وَرنَ» می باشد.(۱)

۶- واژة _Varamin در فرهنگ اوستایی به معنای پناهگاه، نگهدار و یاری است و این ادعا نیز می تواند با واژة ورامین منطبق باشد.

۷- یاقوت حموی و همتایان او نیز در آثار جغرافیای تاریخی خود از قریه ای به نام «زامین »که در جوار ورامین بوده ذکر نموده اند.

۸- چون «ور» به معنی گرما و همچنین تعلیم آمده است. دور نیست که نام «ورامین» نیز مأخوذ از همین واژة قدیمی باشد. شاید هم ورامین، تغییر یافته «وروین» باشد. زیرا «ور» به معنی قلعه، حرارت و گرمی آمده است و «وین» به معنی جنگل و تاکستان آمده است.

وجود روستای «ده وین» می تواند دلیل خوبی بر این ادعا باشد به خصوص که این روستا درزمانی دارای تاکستا ن های فراوان بوده است. و در زمانی انگور ورامین بسیار شهرت داشته است. بنابراین ورامین می تواند همان «قلعه انگور»باشد.

در یک جمع بندی و براساس متون تاریخی قابل دسترس، نام شهر ورامین از ابتدا به صورت «ورام» «وین» «رین» «بهرام» «وارنا» «ور» «ورنه» ذکر گردیده است و لفظی که امروزه به عنوان «ورامین» بر این شهر تاریخی اطلاق می شود و از قرن سوم هجری قطعیت یافته و تثبیت شده است. و بعدها این منطقه بزرگ به چند بهنام تقسیم شده (بهنام وسط، بهنام عرب، بهنام سوخته، بهنام پازوکی)، به عنوان شهرستان ورامین، شامل چهار بخش (مرکزی، قرچک، پیشواو جوادآباد) و بهنام پازوکی که امروزه مورد آخر، به یک شهرستان مستقل در استان تهران به نام پاکدشت تبدیل شده است.

موقعیت جغرافیایی و شرایط اقلیمی

به قول علمی مشهور (ورامین در َ۳۹و ْ ۵۱ طول شرقی و ً۳۰ و َ۱۹ وْ ۳۵ عرض شمالی و در ۳۵ کیلومتری جنوب شرق تهران واقع است. وسعت شهرستان ورامین حدود ۱۷۵۰ کیلومتر مربع و به طول حدود ۵۰ کیلومتر و عرض ۳۰ کیلومتر) است. این شهرستان با جمعیتی بالغ بر ۵۲۶ هزار و ۲۹۴ نفرجمعيت است.

ورامین از طرف شمال به دامنه های جنوبی رشته کوه البرز، از طرف جنوب به کویر نمک، از طرف مشرق به شهرستان پیشواو از طرف غرب به فشافویه ی شهرستان ری محدود است.

بطور کلی ورامین در منطقه معتدل شمالی واقع شده است  و سه عامل مهم جغرافیایی در وضعیت اقلیمی این منطقه نقش موثر را ایفا می کنند. یکی دشت کویر، دیگری، رشته کوه البرز و سومی با دهای مرطوب و باران زای غربی، از این سه عامل، دو عامل کویر و بادهای غربی به صورت محسوس، اقلیم این شهرستان را تحت تاثیر قرار می دهند و کوه های البرز نقش تعیین کننده اقلیم مناطق دامنه ای را دارند و با اختلاف ارتفاعی که با دشت های جنوبی خود دارند، به جریانات هوایی محلی بین کوه و دشت دامن می زنند… آب و هوای منطقه ورامین از نوع آب وهوای معتدل و خشک است. عوامل مثبت و منفی موثر در آب و هوای آن منطقه را می توان این گونه خلاصه کرد که کویر از لحاظ تاثیری که در آب و هوای منطقه دارد عامل منفی است و به سبب آن گرما و خشکی هوا همراه با گرد و غبار به هر سو پرکنده می شود اما بادهای غربی و کوههای البرز از عوامل مثبت و تعدیل کننده آب و هوا به شمار می آیند. با این همه، میزان نفوذ بادهای غربی و اثر ارتفاع رشته کوه های البرز بدان پایه نیست که نقش تعیین کننده کویر را خنثی سازد.

درجه حرارت این منطقه به علت شرایط خاص اقلیمی در فصول مختلف سال متغیر است. در فصل تابستان به علت وزش بادهای گرم محلی درجه حرارت از ۴۰ سانتی گراد تجاوز می نماید و گاهی اوقات به ۴۵ درجه میرسد و از تهران گرمتر می شود ، در زمستان نیز میزان حرارت به چندین درجه زیر صفر می رسد. تغییرات درجه حرارت هوای ورامین بین ۱۴ درجه سانتی گراد و در دی ماه سال ۱۳۶۱ و ۴۳/۵ درجه سانتی گراد در تیرماه ۱۳۵۴ نوسان داشته است. روزهای یخبندان حدود ۷۶ روز، بیشترین روزهای یخبندان در ماه های دی و بهمن، تفاوت متوسط دمای تابستان و زمستان حدود ۲۵ درجه سانتی گراد است. میانگین متوسط گرمای ورامین، سالیانه ۱۸ درجه سانتی گراد است. میزان نسبتاً کم بارندگی و تبخیر زیاد، کشاورزی را در این منطقه با مشکلاتی همراه ساخته است. به طور کلی متوسط میزان باران سالانه حدود ۱۷۰ میلی متر است که حدود ۱۰۰ میلی متر از میزان متوسط باران سالانه کشور کمتر است.

یاد های محلی

( گذشته از بادهای موسمی می توان از باد شهریاری، خِشو (سام) کوه (شمال) قبله (جنوب ) نام برد. بادهای محلی معمولاً در این منطقه از بهمن ماه شروع می شود زیرا در این ماه که زمین انرژی نسبتاً زیادی از تابش خورشید را می گیرد. تفاوت فشارهای حرارتی بادهای محلی را بوجود می آورد.

۱ باد شهریاری از سوی شهریار می وزد و با وزش این باد احساس خنکی می شود و معمولاً در تمام فصول می وزد. باد شهریاری چون خنک است در تابستان گرما را کاهش می دهد و سبب رشد و نمو بیشتر گیاهان می شود.( ورامینی ها در تابستان منتظر باد هستند و از آن لذت می برند و خوشحال می شوند)

۲ باد سام ( خشو) که از طرف شرق می وزد در تابستان باعث گرد گرفتن درختان شده و اگر شدتش زیاد باشد باعث ریزش گل و میوه در ختان می شود.

۳ و ۴ باد کوه (شمال) و باد قبله (جنوبزمانی معینی نداشته و گهگاه در کلیه فصول می وزد، در فصل بهار و اوائل تابستان بادی که همراه با گرد و غبار غلیظ از سوی جنوب می وزد (از سوی کویر) معمولاً با توده ای از ابر سیاه توام با رعد و برق و گاهی تگرگ و بعضی اوقات با ریزش باران شدید همراه است که به آن پایه می گویند.

باد جوزا،در خرداد ماه می وزد و با وزش این باد نمو جو شروع می شود و بهمین علت جوزا نامیده شده است.

در بهمن ماه باد نسبتاً سردی می زود که سبب سرماخوردگی اشجار می شود و به احمنود بهمن معروف است.

چله بزرگ، چله بزرگ از اول دی تا دهم بهمن و چله کوچک از دهم بهمن تا آخر بهمن میباشد.

معمولاً چهار روز به پایان چله بزرگ و چهار روز از شروع چله کوچک را در اصطلاح محلی چهار و چهار گویند. بازگشت پرندگان مهاجر به این نواحی معمولاً روزهایی که باد می وزد صورت می گیرد و به باد پرنده معروف است و بادبودبودک.

باد خاله پیرزن، عموماً سه روز مانده به عید نوروز می وزد و معتقدند که خاله پیرزن در اثر خستگی، شب عید خواب می ماند و باد نمی وزد و این مدت را ده روز می دانند و بعد از این مدت عمو نوروز می آید و هوا سرد می شود و می گویند سرمای پیرزن، معتقدند که عمونوروز اگر عصایش را به آب بیاندازد باران می بارد و اگر بخاک بیاندازد باد می وزد. ) * حسین، حیدریان، اقلیم ورامین (۸)

 سابقه فرهنگی و تمدن اسلامی

- پیشینه ی فرهنگ و تمدن انسانی از باستان تا معاصر (به استناد قدیمی ترین آثار و روایات تاریخی)

- بازارها و بازارچه های تاریخی

- بازارها و بازارچه های جدید

- محصولات کشاورزی

- پیشینه ی فرهنگ و تمدن انسانی

به استناد مطالعات و کاو ش های اخیر باستان شناسان سازمان میراث فرهگی کشور که در تپه پردیس قرچک و سپس در تپه های شاه قلی (شغالی) و سفالین شهرستان پیشوا صورت پذیرفت سابقه سکونت، فرهنگ و مدنیت در این دشت زرخیز به حدود ۸۰۰۰ سال میرسد.

و وقتی که خطه ورامین به عنوان یک ولایت بزرگ، چهاردهمین کشور از شانزده کشور اهورا مزدا محسوب می شده است اهمیت و جایگاه این منطقه بهتر مشخص می شود اگر چه برای این ادعا مدرک مستند عینی و قابل ارائه جز متن کتاب وندیداد وجود ندارد. همچنین دو روستای قلعه سین و ده ماسین در شهرستان ورامین نیز که هنوز پا برجا هستند و نام چین و ما چین را به ذهن می آورند متعلق به ادوار بسیار قبل هستند و عمرشان در حوصله تاریخ نیست.  مع الوصف به جهت اینکه محوطه باستانی تپه پردیس به استناد نمونه هایی از آثار و یافته های اخیر بدست آمده از کاوش توسط هیئت باستان شناسی اعزامی از سوی سازمان میراث فرهنگی کشور، بدون شک تا به حال رکورد دار عمر فرهنگی و مدنی شهرستان ورامین بویژه نماد هویت بخش قرچک است و جا دارد مردم قرچک به آن ببالند، گزارشی کوتاه  از پژوهش مربوطه که توسط سرپرست محترم گروه مذکور تهیه و  چاپ گردیده است جهت اطلاع علاقمندان و خوانندگان در بخش قرچک تقدیم خوانندگان می گردد.

در مقطع اسلامی، در مورد فتح ری و ورامین به وسیله مسلمین نیز اقوال مختلفی مطرح است. یعقوبی فتح این منطقه را در سال ۲۲ یا ۲۳ هجری قمری به وسیله قرظلة بن کعب انصاری می داند ودر جایی هم در سال ۲۴ هجری قمری به وسیله مغیرة بن شعبه ذکر کرده (۹)

مولف تاریخ سیستان فتح ری و توابع را در زمان عثمان دانسته و فاتح آن را ابوموسی اشعری می‌داند.(۱۰)

از توضیحات نویسندگان آن عصر چنین بر می آید که ری و ورامین از نظرآبادی، هنر و  فرهنگ در جایگاه مطلوب قرار داشته است. و ورامین بعدها جای ری را می گیرد و کرسی ایالت (مرکز تشکیلات سیاسی محلی) جبال می شود و هر روز به اهمیت آن افزوده می شود به مرور صنایع مختلف در ورامین به اوج خود  می رسد.

در منابع تاریخی ایران بعد از اسلام، مسالک الممالک اصطخری، اولین کتابی است که در آن از ورامین ذکر نموده است. نویسنده اثر که یک مورخ و جغرافی شناس مسلمان است در توصیف این منطقه چنین می گوید: »در ناحیه ری، دیه هاست بزرگتر از این شهرها، ورامین، ارنبویه و ورزنین و دزاوقوسیسن، شنوده ام که در هر دهی از این قرب ده هزار مرد زیادت بود.(۱۱)

مطالب این کتاب از چند جهت ارزشمند است: اولاً این که او اولین نویسنده ای است که مشخصاً عنوان ورامین را برای اولین بار در کتاب ارزشمند خود آورده است. ثانیاً او به تعداد جمعیت ورامین نیز پرداخته است و مشخص می شود ورامین در سده چهارم هجری، آباد و پر جمعیت بوده است.

ابن حوقل نیز که از نویسندگان دانشمند همین قرن است (چهارم هجری) در کتاب صورت الارض آورده است. «سرزمین ری را علاوه بر شهرها، قرایی است که از این شهرها، مهمتر و معظم ترند ولی منبر ندارد از جمله ورامین و ارنبویه» (۱۲)

(که البته  مورد دوم درحال حاضر جزء شهرستان پاکدشت می باشد)

از اواخر قرن پنجم تا اوایل قرن هفتم هجری نیز ورامین یکی از آبادترین و پرجمعیت ترین شهرهای ملک ری بوده است. نویسنده شهیر کتاب (النقص) در قرن ششم هجری از مدارس (فتحیه) و (رضویه) در ورامین نام می برد و از آبادی و رونق آن مدارس سخن به میان می آورد.(۱۳)

با توجه به مندرجات در کتاب فوق الاشاره چنین استنباط می گردد که در آن مقطع زمانی، ورامین یکی از بلاد و شهرهای آباد ایران بوده است. زیرا مدارس علمیه ای با آن حد و عظمت و شهرت نمی بایست در یک قریه باشد. پس ورامین، هم جمعیت انبوه و قابل توجه داشته است و هم اینکه در اینجا طالبان علم و فضیلت بسیار بوده اند و احیاناً مشتاقان معرفت از مناطق همجوار نیز به ورامین جهت تحصیل علوم و معارف مهاجرت می نموده اند. رسول جعفریان صاحب کتاب تاریخ تشیع در ایران نیز به نقل از کتاب الانساب سمعانی نقل کرده که ورامین در قرن ششم شهری آباد و دارالمومنین بوده است. (۱۴)

کلاویخو در سفرنامه خود در اهمیت ورامین می نویسد  به شهری رسیدیم به نام ورامین که به هنگام رفتن به سمرقند از آن گذشته بودیم. این شهر بسیار پهناور است، اما بیشتر خانه های آن خالی از سکنه و غیر مسکون است وبرگردا گرد آن هیچ دیواری نبود.(۱۵)

مع الوصف ورامین در عهد صفوی نیز در ردیف مناطق مهم و آباد بوده است. عبداله افندی اصفهانی صاحب ریاض العلما و فیاض الفضلا که حدود سال ۱۰۶۷ هجری قمری دیده به جهان گشوده درباره ورامین می نویسد: »شهری است (ورامین ) مشهور از شهرهای ری که تا تهران یک منزل فاصله دارد. من به آنجا رفته ام و اکنون آباد است. (۱۶)

از منابع دوره صفوی چنین بر می آید که سلاطین وقت به ورامین توجه داشته اند تا آنجا که تعدادی از روستاهای ورامین را به تملک خود در آوردند. مثلاً شاه عباس روستای طارند را که در اطراف آن باغستان آبادی بوده است به عتابی شاعر می بخشد.(۱۷)

همچنین برخی افراد سرشناس ورامین با سلاطین صفوی نزدیک بوده و حتی مشاور آنها بوده اند. ضمناً به جهت ارادت خاندان صفوی به اسلام، مذهب و اهل بیت، در این دوره بسیاری از امامزاده ها از جمله بنای ارزشمند امامزاده جعفر در پیشوا احداث و در زمان شاه طهماست صفوی  بازسازی انجام می شود.

در این عهد به دستور سلاطین صفوی و بعدها در زمان آقا محمدخان قاجار جماعتی از عشایر مختلف ایران از جمله (اصانلوها) به ورامین کوچانده می شوند و ترکیب جمعیتی و ساختار فرهنگی ورامین را تغییر می دهند. البته مهاجرت و یا به عبارت دیگر تبعید اولیة طوایف لرستان (شاخه های مختلف هداوند) به خوار (گرمسار) و ورامین نیز به زمان شاه عباس (۱۰۰۱ ه. ق) بر می گردد (۱۸)

البته در مقاطع دیگر از جمله ادوار افشار،زند،  قاجار و پهلوی نیز این مهاجرت و کوچ صورت گرفته و اغلب اکابر طوایف هداوند آن را تایید  می نمایند  و علل مختلفی برای آن بیان می نمایند.

براساس روایت مولف کتاب پر ارج «جهانگشای نادری» ورامین در سال ۱۱۴۰ ه.ق در تصرف افغان ها بوده و نادرشاه وقتی می خواست نیرویی برای سرکوبی شورشی که در استرآباد (گرگان امروزی) اتفاق افتاده بود اعزام کند مجبور می شود ابتدا تعدادی سرباز برای حفاظت منطقه ری تا سمنان بفرستد تا نیروهای اعزامی به استرآباد با امنیت بیشتری از منطقه عبور کنند.(۱۹)

اشرف در مدت اقامتش در ورامین نامه هایی به اشخاص مختلف و از جمله احمد پاشا والی بغداد نوشت و از آنها برای مقابله با نادر کمک خواست. (۲۰)

اینکه اشرف پاشا برای چه مدتی و از چه تاریخی در ورامین بوده دقیقاً مشخص نیست.

از حوادث مهم دیگری که در ز مان نادرشاه افشار در ورامین اتفاق افتاد به آتش کشیدن بخش اعظمی از اراضی ورامین بوده که آن بخش را امروز به عنوان (بهنام سوخته) می شناسیم و از آن ماجرا به بعد به این نام مشهور شد و هنوز نیز این واژه در مورد منطقه جلیل آباد و حومه، استعمال می شود.  (۲۱)

گفتنی است که طایفه هایی که امروزه بیشتر در بهنام عرب (جوادآباد) نیزساکن هستند در زمان نادر شاه افشار به  ورامین کوچانده شده اند. نمونه بارز آن، بختیاری ها می باشند.

در دوره زندیه نیز  ورامین مورد توجه شاهان بوده است و در عرصه اندیشه نیز شخصیت های علمی و ادبی در این منطقه بروز و ظهور داشته اند.

از مهمترین وقایع  ورامین در عهد زندیه کوچ و انتقال بخش هایی از عشایر اصیل و نجیب هداوند است و به طورقطع می توان گفت، در حال حاضر نیز تیره های مختلف این عشیرة عظیم و پر جمعیت بالقوه نقش تعیین کننده ای را در جمیع ابعاد اقتصادی، اجتماعی ، سیاسی  در شهرستان  ورامین دارا می باشند. و این ادعا را کمتر منصفی رد می نماید.

مولف تاریخ قم می گوید «عشایر هداوند در زمان کریمخان به اطراف تهران کوچ داده شده اند» ولی به نظر لمبتون «افرادی از این طایفه در زمان کریمخان به اطراف فارس و سپس آقا محمدخان قاجار آنها را از فارس به تهران و حومه کوچ داد.» (۲۲)

در خصوص انتقال قدرت از زندیه به قاجاریه  هم مطالبی نقل شده از جمله، مولف تاریخ رجال ایران در این باره می‌نویسد ( شیخ ویس پسرمراد علی خان زند در سال ۱۱۹۸ ه. ق به همراه  ۱۲ هزار نیرو برای تسخیر مازندران از تهران به طرف آن منطقه حرکت می کند. حکام بعضی از نقاط از جمله خوار و ورامین با او اعلام همراهی کرده و درچمن لار اردو می زنند و لی آقا محمد خان به محض اطلاع، رضا قلی خان دولو را به مقابله  با آنها می فرستد. رضا قلی موفق به شکست نیروهای زندیه می شود و شیخ ویس را به دماوند فراری می دهد.(۲۳)

در خصوص وضعیت فرهنگی، تاریخی و سیاسی  ورامین در دوره قاجاریه، کتاب های غنی و متعددی به چاپ رسیده است و وضعیت  ورامین از هر جهت قابل مداقه است، از جمله در ارتباط با زندگی مردم، مهاجرت ها و به عبارتی کوچ اقوام، رونق کشاورزی، کوره های آجر پزی، موقوفات در ورامین، جایگاه مراسم روضه اهل بیت، سیّد الشهداء (ع).(۲۴)

ضمناً از  منطقه ورامین در عهد قاجاریه آثار و ابنیه تاریخی متعددی به جای مانده است که جهت اطلاع علاقمندان، دانش پژوهان و گردشگران داخلی و خارجی در جای خود و در هر بخش به صورت ویژه معرفی خواهند شد.

(اثر مشهور مادام ژان دیولافوا نیز برای شناخت و جایگاه ورامین بویژه از نظر تاریخی و باستان شناسی بسیار حایز اهمیت است و مطالعه کتاب وی تحت عنوان « ایران، کلده و شوش» را به خوانندگان محترم ورامین بهشت گردشگران توصیه می‌نماید.

در این کتاب مولف هم به مسایل تاریخی و باستان‌شناسی پرداخته و هم اوضاع احوال زمان را در هر منطقه مورد معاینه بصورت یادداشت روزانه نوشته است و برای هر موضوع شاهدی تصویری افزوده است و بیشتر عکس‌ها را یا خود گرفته و یا نقاشی کرده است و در واقع اهمیت این سفرنامه به مصور بودن آن است زیرا امروز از آثار واقعی این تصویرها، گاهی دیگر هیچ نشانی باقی‌ نمانده است و یا تغییر کلی در آداب و روسوم، برخی پیشه‌ها و هنرها صورت گرفته و تنها عکس از آنها می‌تواند بازگوی وجود و کیفیت آنها باشد.

مولف، خانم مارسل دیولافوا مهندس و باستان شناس معروف در سنوات ۱۸۴۳ – ۱۹۲۰ میلادی در قید حیات بوده در سبک‌های معماری خاوری و باختری و ارتباط آنها با یکدیگر مطالعاتی می‌کرده و در پیوستگی اسلوب ابنیه قرون وسطی با اشکالاتی مواجه شده است. مخصوصا بیشتر درصدد حل این مسأله بوده که آیا سبک معماری دورة ساسانی در معماری دوره اسلامی سرایت و نفوذی داشته است یا نه؟ و چون در اروپا از تحقیقات و مطالعه کتب به نتیجه مثبتی نمی‌رسد تصمیم می‌گیرد که مسافرتی به کشورهای شرقی بویژه ایران نماید و از مشاهدة ابنیه باستانی باقیمانده به مقصود خود نائل گردد بنابراین در سال ۱۸۸۱ م به همراه شوهرش با هزینه شخصی از راه ترکیه و قفقاز به ایران آمده و مدت یکسال در ترکیه و قفقاز و شمال و مرکز و جنوب ایران و بین‌النهرین به مطالعه ابنیه تاریخی قدیم و جدید پرداخته است و با کوله باری از اطلاعات علمی به فرانسه مراجعت می‌کند و دوباره در سال ۱۸۸۴ به ایران برمی‌گردد و مشغول مطالعه و کاوش می شود و نتیجه این مراحل توسط وی به نام مسافرت دیولافوا در ایران ، شوش و کلده در پاریس به چاپ رسید و درسال ۱۳۳ شمسی توسط علی محمد فره‌وشی ترجمه و موسسه انتشارات دانشگاه تهران به چاپ آن اقدام نمود و به جهت اهمیت علمی آن، به کرات تجدید چاپ شده است.

منطقه ورامین نیز در این سفر مورد عنایت و معاینه علمی خانم دیولافوا قرار گرفته است و بخشی از کتاب نفیس فوق‌الاشاره ( درفصل هفتم) به ورامین اختصاص دارد و تاکید ایشان هم به مسجد جامع، برج سید علاء‌الدین، امامزاده جعفربن‌موسی‌الکاظم (ع) و امامزاده یحیی می‌باشد، ضمن اینکه وضعیت اقلیمی، طبیعی، محصولات کشاورزی و وضع معیشیتی مردم را نیز بازگو نموده است که مورد استفاده نگارنده این اثر قرار گرفته است.)

 بازار ها وبازارچه های تاریخی

در بررسی تاریخ تمدن بشری، بازارها و بازارچه ها یکی از نشانه های بارز مدنیت و یا زندگی شهری می باشند و به عبارت دیگر، بازارها و بازارچه ها، بخشی از مواریث فرهنگی یک ملّت محسوب می شوند و معمولاً آثاربجای مانده از این مراکز اقتصادی و تجاری در تحقیقات تاریخی و کاوش های باستان شناسی یکی از عوامل مهم تعیین کننده در تعیین عمر و قدمت یک منطقه و زیست شهری می باشند. و دانشمندان این حوزه تخصصی از همین یافته ها نیز در شناسایی و شناساندن وضع زندگی مردم و روابط انسانها با هم استفاده مطلوب نموده اند.

در نتیجة پژوهش های صورت گرفته در نقاط مختلف ایران و همچنین شهرستان ورامین بر روی آثار محوطه های تاریخی باستانی (قبل از اسلام) در حد پیشرفته، آثاری از بازارها و بازارچه هویدا شده است. در متون تاریخی ایران دوره اسلامی نیز گسترش و تعمیق بازارها را در ابر شهرها از جمله ری و ورامین شاهد هستیم. و شهرها در این عهد بر دو پایه مهم استوار بودند. ۱- مسجد ۲- بازار

با توجه به اینکه مساجد جمعه در شهرها، مراکز اجتماعات دینی، علمی، سیاسی و حکومتی بوده در این بین وجود بازار و بازارچه در پیرامون مسجد اصلی شهر، حتمی  و ضروری بود. با این فرض و همچنین آثار ناچیز باقیمانده از نازک کاری های عمارت های قدیمی در حوالی مسجد جامع ورامین که تا سه دهه قبل مشهود بود سابقه بازار و مرکز تجاری و اقتصادی در شهر ورامین (_مرکز شهرستان) در قرن هشتم هجری اثبات می گردد و معمولاً بازار از قست های مختلفی تشکیل شده است. البته خیابان شهید رجایی ( اسفندآباد جنوبی ورامین) را نیز بازار می گفتند و مردم در حال حاضر نیز به منطقه مذکور، «بازار» می گویند.

 بازارها وبازارچه های جدید

با پیشرفت و گسترش مدنیت و زندگی شهری در شهرستان ورامین به دلایل مختلف، از جمله؛ مهاجرت های پی در پی اخیر از شهرهای مهم کشور به شهرستان ورامین و افزایش سریع جمعیت و به تبع آن، تامین امکانات، ادوات، وسایل و مایحتاج زندگی، احداث بازار و یا بازارچه ها به شکل مدرن و سنتی امری اجتناب پذیر گردیده و درسی سال گذشته، چند بازارچه مهم در شهرستان بنا گردیده و فعال شده است که پیامدهای بسیار مثبتی در نگاه مردم به بوم و منطقه سکونت خود و همچنین باعث  توجه میهمانان و گردشگران داخلی و خارجی شده است و چه زیباست اگر بازارچه ویژه ای نیز جهت عرضه صنایع دستی هنرمندان و صنعتگران عزیز و با استعداد منطقه دایر گردد و این عمل طبیعتاً به ترویج فرهنگ گردشگری و جلب و جذب آنان کمک خواهد نمود.

از این بازارچه های جدید الاحداث می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

- بازارچه بزرگ ورامین در خیابان شهدا  قرار دارد که اولین اقدام ابتکاری از این نوع در ورامین بود.

- بازارچه مرکزی ورامین

- بازارچه ا… اکبر در خیابان ۱۵ خرداد ورامین

- بازارچه الغدیر در خیابان شهدای ورامین

- بازارچه  گل نرگس در خیابان شهدای ورامین که با توجه به امکانات، تاسیسات و روش های برنامه ریزی و مدیریتی در نوع خود در شهر ورامین بی نظیر است.

- بازارچه آرمان در خیابان محمد آباد قرچک

و موارد دیگر و می توان در پایان نتیجه گرفت که هر آن، آهنگ دلنوازی از پیشرفت و توسعه در شهرستان ورامین به گوش می رسد و عقربه توسعه و  تحول خیلی سریع و با عجله به پیش در حال حرکت است.

 محصولات کشاورزی

غله، میوه، سبزی و صیفی جات از مهمترین و ضروری ترین نیازها برای ادامه حیات، سلامتی و شادزیستی بشر است و استفاده از آنها در طول تاریخ تمدن انسانی رایج بوده و هرروز نیز به ارزش غذایی و اهمیت آنها افزوده می شود.

از دیرباز در منطقه ورامین نیز که دارای دشت وسیع می باشد، کشت و زرع معمول بوده تا جایی که شغل قاطبه مردم محسوب می شده است. اگرچه امروزه روز آن رونق قبلی را ندارد ولی هنوز ورامین، گذشته از عوامل و خصیصه های ارزشمند دیگر، به غله، محصولات کشاورزی، سبزی و صیفی جاتش شناخته می شود.

با کمی مطالعه در جغرافیای طبیعی و تاریخی استان تهران در خواهیم یافت که در مقاطعی، کشت غله، پنبه و ذرت در این خطه بی نظیر بوده و حالا هم اگر آب کافی به اراضی مستعد ورامین برسد کشاورزان و زارعان حرفه ای بومی با علاقه فراوان و مهارت بالا خواهند توانست گذشته از تأمین نیازهای شهرستان بخش اعظمی از نیاز استان تهران را نیز برطرف نماید که البته طرح ادعای مذکور، دست یافتنی است. زیرا غنای خاک، تاریخ گویا، روایت معمرین و همچنین وجود سیلوی ذخیره غله در این شهر که قدمت زیادی دارد دلیلی بر اثبات این کلام است. مع الوصف می طلبد با مدیریت، برنامه ریزی علمی، رایزنی با مسوولین محترم استان و کشور، تخصیص بودجه مناسب جهت مطالعات پژوهشی، توزیع مناسب امکانات و مواهب خدادادی، اعطای تسهیلات بانکی مطلوب و ادوات جدید کشاورزی به دهقانان شریف، موانع رونق و توسعه این بخش اقتصادی مهم را برطرف نمود و یقیناً به این ترتیب شاهد ورامینی مولد خواهیم بود.

در اینجا نام برخی محصولات نامدار کشاورزی ورامین را از نظرتان می گذرانیم.

۱-پنبه ۲- گندم و جو ( به دلایلی که گفته شد کشت آنها تقلیل یافته است) ۳- خیار ( کم و بیش کشت می شود و اخیراً با روش آبرسانی قطره ای در گلخانه معمول است.) ۴- گوجه و بادمجان ( استفاده از این دو نوع محصول توسط مردم بومی و نقاط دیگر کشور در تهیه خورش های لذیذ رایج بوده و هست. (۵- طالبی و گرمک بدون تردید عموم مردم کشورمان اقرار می نمایند که طالبی و گرمک ورامین، منحصر به فرد است. بوی خوش و دلپذیر این محصولات مانند بوی معطر گلاب قمصر است. تا آنجا که حتی برخی از فرنگ رفته ها می گویند: نام و شهرت طالبی و گرمک ورامین سرزبان مردم آن دیار است اما افسوس که حالا روبه افول است.)

 

برگرفته از کتاب ورامین بهشت گردشگران

 



 

پیام شهدا

تابلو اعلانات

روزنامه های ایران

پخش نماهنگ



اوقات شرعی